سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

8

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

الفاظ منزّل از نزد حقتعالى را كه قرآن هست اگر كسى بنيّت دعاء بخواند نمىگويند لفظ واحد را در دو معنا استعمال نمود چه آنكه دعاء و قرآن بودن از سنخ معنا نيست بلكه از اوصاف و حالات لفظ است و اشكالى ندارد كه لفظ واحدى به دو اعتبار به دو وصف متّصف شود . از اين گذشته در حلّ اشكال مزبور مىتوان گفت : بفرض تمام بودن اشكال در جائى اين محذور پيش مىآيد كه آمين معنايش طلب استجابت دعاء در فاتحة الكتاب باشد و حال آن كه دلالتى بر آن ندارد زيرا معناى اين كلمه طلب استجابت مطلق دعاء است اعمّ از دعاهائى كه در فاتحه نموده يا در غير آن ، و يا اساسا دعاهائى كه بعدا مىنمايد ، بنابراين محذور بر طرف مىشود و گفتن آمين مستلزم استعمال لفظ در اكثر از معنا نمىشود چون فاتحه را فقط به قصد قرآن مىخواند و از آمين استجابت دعاهائى را كه بعدا مىكند اراده مىنمايد . پس از اين بيان معلوم شد كه وجه ضعف قول مزبور دليل نامبرده نيست بلكه نهى و زجر از آن است . فرع در مورد تقيّه كه واجب است اين كلمه گفته شود اگر مصلّى آن را ترك نمود نمازش باطل نيست بلكه صرفا يك معصيتى را مرتكب شده و وجه آن اين است كه آمين از نماز خارج است و ترك آن موجب ترك اجزاء نماز نيست تا سبب بطلان شود بلى چون شرع انور آن را واجب كرده لاجرم تركش مخالفت با شارع بوده و حرام مىباشد . قوله : و الابطال فى الفعل الخ : جواب از اشكال مقدّر